ندید پدید ها عصر حجر

هاست مخصوص بلاگ ریدر


 

 

جمعه مهمونی عصرونه دعوت شدم .طبق معمول هم زنونه ست وهم فقط من. انگاربچه رو ازکنارخیابون پیداکردم.

 

طرف خیلی نرم گفته فندق نیست.گفته چون زنونه اس ومنم حوصله ام سرمیره میام شرکت وبا فندق بازی میکنم!!

نمیدونم این بچه اونم پسر که همین الان منو قبول نداره وخیلی خیلی بابایی تشریف داره چقدرمیخاد بچه بمونه که من بیخودی بذارمش تو خونه وبرم یه جایی که خیلی بهم خوش نمیگذره وفقط خاله زنک بازی یاد میگیرم به شعورم هم توهین میشه اونم برای یه مراسم خنده دار.

 

 

 

دوبار اونم تو اولین برخورد سر مثلا عمه بچه ام همین اشتباه رو کردم ورفتم جایی که گفتن بدون بچه.

دیگه نه دعوت اون خاله رو قبول کردم سر مهمونی سیسمونی دخترش .نه دعوت این خاله رو سر مهمونی اخر خنده داری شب چله برای عروسش _ تاجایی که من میدونم شب چله رو برای عروس زودتر میبرن نه با دوهفته تاخیر_

تا بجال همچین چیزی ندیده بودم.نه تحصیلاتشون بالاس نه پولدارن ووضعشون خوبه.نه ادب دارن .اونوقت اینجوری ادم رو برای یه عصرونه دعوت میکنن.

ماشالله کم جمعیت هم نیستن که بگم عادت ندارن...خخخ.

بعد همینا سر نوه ودامادشون یه سال ازمن وبچه ام بی خبرن.یعنی تحفه های خودتون فقط تحفه ان.بچه من ارزش نداره ؟منم به یه ورم حساب نمیکنم.اینبار خدانکنه بپرسن حتما به روشون میارم تا خودشون رو جمع وجورکنن.اصلا هرجورشده به گوش یکی می رسونم حتی شده مدتها بعد.


مشخصات

  • منبع: http://ladyhome1.persianblog.ir/post/1069
  • کلمات کلیدی: دعوت ,اونم ,خیلی ,مهمونی ,عصرونه دعوت
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها